"ياور بى كسى ها"

در بى كسى‏ ها،اى ياور من
رفتى و سوزد، چشم‏ تر من
دار و ندارت را فداى من نمودى دل خسته بودى
بال حمايت را براى من گشودى دل خسته بودى
واويلتا واويلتا آه و واويلا،يا ام زهرا(2)
وقت غروب، بگرفته اين دل
ابر غمت در، جان كرده منزل
شمع دلم مى ‏سوزد و پروانه زهراست تنهاى تنهاست
كشتى دل، بشكسته در درياى غم هاست تنهاى تنهاست
واويلتا واويلتا آه و واويلا،يا ام زهرا(2)
تا آسمان‏ها، پر مى ‏گشايى
من مانده ‏ام با، داغ جدايى
زهرا كه اكنون شد مرا يارو پرستار با چشم خونبار
روزى رود جسمش ميان درب و ديوار سوزد ز مسمار
واويلتا واويلتا آه و واويلا،يا ام زهرا(2)
 


"ام طاها"

(يا ام الزهرا خديجه بى‏بى خديجه بى‏بى خديجه)
اى كه به ملك احمد ستاره ‏اى خديجه
به قلب تيره ‏ام كن نظاره ‏اى خديجه
تويى كلام زهرا زينت نام زهرا
تو عشق مصطفايى تويى تو مام زهرا
اول زن مسلمان چراغ دين و ايمان
خديجه‏ ام طاها به فاطمه تويى جان
تويى تو مادر عشق خديجه سرور عشق
صفاى قلب احمد اميد رهبر عشق
سلام مابه روحت به روح پر فروغت
نشسته دختر تو به ماتم غروبت
شكسته دل بگويد خدايا اين چه بخته
امان از اين زمونه بى مادرى چه سخته

 

"همدم تنهايى"

ام المومنين
ام الزهرا
حضرت خديجه
رفت از دنيا
اى داده به عصمت شرف ونام خديجه
اى بسته به طوفت فلك احرام خديجه
اى همسر پيغمبر اسلام خديجه
اى عصمت حق، فاطمه را مام خديجه
اى ختم رسل را ز شرف نور دو ديده
پيش از نسب مبعث احمد به پيمبرگرويده
ام المومنين
ام الزهرا
حضرت خديجه
رفت از دنيا
اى بر تو سلام آمده از داور هستى
بگذشته در آئين نبى از سر هستى
دلداده و دل برده ز پيغمبر هستى
زيبد كه بخوانند تو را مادر هستى
الحق كه خدا هستى خود را به توداده
ام النجبا فاطمه زهرا به تو داده
ام المومنين
ام الزهرا
حضرت خديجه
رفت از دنيا
بر خيز كه بر ختم رسل فخر زمانه
خانه شده غمخانه ى تو بانوى خانه
بر گيسوى زهرا كه زند بعد توشانه
بى تو شده از مژه‏اش سيل روانه
پيغمبر اكرم ز غمت زار بگريد
خون است دل فاطمه مگذار بگريد
ام المومنين
ام الزهرا
حضرت خديجه
رفت از دنيا

"غبار غم"

بهترين مادر، مهربان همسر، يار پيمبر، رفته زدنيا
ختم المرسلين شد عزادار، ام المومنين واويلتا
آه و واويلا(4)
از داغ همسر، يارب پيمبر، گشته مضطر و دل شكسته
پيش چشمان دخترش زهرا، بابا چشمان مادر بسته
آه و واويلا(4)
ببين خديجه ديده بسته
بالا سرش زهرا نشسته
گرد و غبار روى بابا
او مى ‏برد با دست خسته
پشت تابوت، مادرى دختر، مى‏زند ديگر، بر سينه و سر
با سوز آهش، طرز نگاهش،مى ‏گويد هردم، مادر اى مادر
هر دفعه زهرا را پيمبر
غمديده ومضطر ببيند
گويد نباشد دخترى كه
جان كندن مادر ببيند
مادر زهرا،تنهاى تنها، گر چه در اينجا جان سپرده
ديگر پيمبر، نيمه‏ هاى شب، تابوت يار، خود نبرده
آه و واويلا(4)

 

"پرستوى شكسته بال"

به روزگار بى كسى ام، مرو تو اى عزيز و يارم
كه جز تو و على و زهرا، در اين سرا كسى ندارم
مرو مرو كه بى تو من دلم دگر اسير غم هاست
مرو مرو كه بعد تو غمين ماتم تو زهراست
مرو تو اى حبيبه، كه بى تو بى قرارم
به خاك قبرت اى يار، چگونه سر گذارم
[مرومرو تو مادر حزين زهرا
كه شعله ور شدم زداغ تو سراپا](2)
دگر پس از تو خار و خاشاك، كه مى ‏كند از سر من پاك
چگونه رفتنت ببينم، به چشم خون و قلب صدچاك
بمان بمان پرستوى شكسته بال و دل شكسته
بمان بمان كه بى تو غصه ى جهان به دل نشسته
كنون كه رفته ‏ام تو، ببين چه بى قرارم
به وقت بى كسى ام، دگر تو را ندارم
[مرو مرو تو مادر حزين زهرا
كه شعله ور شدم ز داغ تو سراپا](2)

 

"نغمه ى ماتم"

[پرپر شدى ازجور زمان اى گل بطحى (2)
گرديده عزادار غمت حضرت زهرا
اى مادر گلها(2)]
شد هستى تو نذر من و دين الهى (2)
بر بى كسى ام اى گل من كن تو نگاهى
(يارت شده تنها، اى مادر گلها)(2)
[پرپر شدى از جور زمان...اى مادر گلها(2)]
روزى كه همه بر ره من پشت نمودند(2)
سنگم بزدند نغمه‏اى از كينه سرودند
(تو ماندى و طه، اى مادر گلها)(2)
[پرپر شدى از جور زمان...اى مادر گلها(2)]
شد دست على يارم و سرمايه ات اى يار(2)
اجر تو شود جاى تو بر فاطمه مسمار
(اى واى ز غمها، اى مادر گلها)(2)
[پرپر شدى از جور زمان...اى مادر گلها(2)]

 

"مادر گلها"

[بى تو شوم چه تنهامادر زهرا(2)
مشو جدا تو از ما مادر زهرا]
بى تو صفا ندارد، تمام عالم
نشسته بر دل ما، غصه و ماتم
ياور بى كسى ام، مبر قرارم
كه بانويى فداكار، جز تو ندارم
[بى تو شوم چه تنها...]
وقت سفر شده اِى، مادر گلها
غرق به اشك نم‏نم، ديده ى زهرا
حور و ملك برايت، همه عزادار
فاطمه گويد چنين: خدا نگهدار
[بى تو شوم چه تنها...]
به وصف تو چه گويم،با دل غمين
كه از فداكارى ات، به پا شده دين
دين حق از على و، سرمايه ى تو
به پا شده، كه باشد، هم پايه ى تو؟
[بى تو شوم چه تنها...]
 

"شمع خاموش"

[مادر زهرا(3)جان فدايت](2)
تو زندگى ات، پر از محن شد
تمام عمرت، فداى من شد
پس از تو داغى،به ياسمن شد
چگونه ‏اى گل، تنت كفن شد
[مادر زهرا(3)جان فدايت](2)
به بى كسى ام، شدى تو يارم
ببين زداغت، چه بى قرارم
پس از تو اى گل، رود بهارم
به خانه برگرد، كسى ندارم
[مادر زهرا(3)جان فدايت](2)
بى توبسوزم، اى بى قرينه
پس از تو زهرا،دخت حزينه
زغصه دارد، شعله به سينه
بَرَد غمت را، سوى مدينه
[مادر زهرا(3)جان فدايت](2)
تا كه رفتى اى، بانوى خسته
خانه ‏ام گشته، بى تو غمخانه
بى صفا گشته، بى تو كاشانه
اى گلم رفتى، مانده پروانه
[مادر زهرا(3)جان فدايت](2)
خيز از جا اى، شمع خاموشم
مى‏ شود داغت، كِى فراموشم
من چه سان نعشت، زير خاك پوشم
كن ترحم بر، دخت مدهوشم


 
"ياد مادر"

مادرم سفر رفت،ديگه از نظر رفت،من موندم و بابامن و يه دنيا غصه
اگه چه دخترم،واسه ى پدرم،حالا يه مادرم بايد تو قلبم جابدم يه دريا غصه
هر چى به روزم بياره دشمن زورگو
من نمى ‏يارم ديگه حتى خم به ابرو
واى از اين مصيبت (2)
همسر پيغمبر ما نموده رحلت
خاك و خاكسترو خون خشك و ترو هر چيز ديگرو
من مى ‏گيرم از سر و روى رسول اللَّه
جا مادر يارشم دل و دلدار شم من پرستارشم
تا اينكه بابام نكشه يه لحظه هم آه
من هر موقع بابام مى ‏ره از خونه بيرون
با ياد مادر مى‏ كنم اين چشارو خون
با تموم ثروت با تموم هيبت با تموم عصمت
نگيد كه مادرم چرا كفن نداشته
خدا خوب مى ‏دونه توى اين زمونه تا كه دين بمونه
تموم هستيشو پاى خدا گذاشته
كاش مادرم بود و مى ‏شد مرهم سينه
كاش بياد اون يه روزى ياريم تومدينه
 

"حامى دين"


رحلت كرده حامى دين
خديجه ام المومنين
ياور و يار پيمبر ما
اى شيعيان رفته مادر ما
خون امشب قلب رسول اللَّه است
تا سحر كارش ناله و آه است
واى از درد غريبى
مادر ياد از اجل كرده
دختر زانو بغل كرده
دارد بر تن پيرهن سياهى
عالم را كشت با نسيم آهى
مى ‏گويد يارب دل دو نيم من
خون گريم ديگر كه يتيمم من
واى از درد غريبى
دلخونم از داغ زهرا
خزان شده باغ زهرا
در به درى اى خدا چه سخت است
بى مادرى اى خدا چه سخت است
با حال خسته نيمه ‏هاى شب
زهرا مى ‏خواند روضه ى زينب
واى از درد غريبى

 

 

 
 
ورود
کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.